
اگر هرشورزاری را نمی هست اگر هر راه را گاهی خمی هست
پرنده را دوست دارم نه در قفس
عشق را دوست دارم نه برای هوس
تو را دوست دارم تا آخرین نفس **

مرغ عشق :
زیر این طاق کبود یکی بود یکی نبود :
مرغ عشقی خسته بود که دلش شکسته بود
اون اسیر یک قفس شب و روزش بی نفس
همه آرزوهاش پرکشیدن بود و بس تا یروز یه شاپرک
چشش افتاد به قفس دل اون بد جوری سوخت
زود پرید روی درخت تو قفس سرک کشید
تو چشم مرغ اسیر غم دلتنگی رو دید
دیگه طاقت نیورد رفت توی قفس نشست
تا ازحرفای مرغ شاپرک دلش شکست
شاپرک گفت که بیا تا با هم پر بکشیم
بریم تا اون بالا بالا ها سوار ابرا بشیم
یکدفه مرغ اسیرنگاهش بهاری شد
بارون از برق چشاش روگونش جاری شد
شاپرک دلش گرفت وقتی اشک اونو دید
با خودش یه عهدی بست نفس سردی کشید
دیگه بعد از اون قفس رنگ تنهایی نداشت
توی دوستی شاپرک ذره ای کم نمی ذاشت
تا یروز یه باد سرد میون قفس دوید
آسمون سرخوابی شد سوز برف از راه رسید
شاپرک یخ زد و یخ مرد و مندگار نشد
چشماشو رو هم گذاشت دیگه اون بیدار نشد
مرغ عشق
شاپرک
رو به دست خدا سپرد
نگاهش به آسمون تا که دق کرد ش و مرد.
سلام امروز که صبح وقتی پنجره اتاقت رو باز می کنی
خدا را می بینی و می پرسه که امروز چه آرزویی داری ؟
آهی از دل کشیدم و گفتم : اونی که العان داره این متن رو
می خونه و اون کسی که داره این رو گوش می ده و می بینه:
خدایا خودت حفظش کن
در دنیا چهار چیز را دوست دارم : ![]()
درآسمون خدایم را - در زمین وطنم را - در وطنم قلبم را - ودرقلبم شماها را .
سلام به دوستانم :![]()
سال نو را به شما دوستان مهربونم تبریک می گم .
امید دارم که سال خوبی در کنار خوانواده عزیزتان داشته باشید .
دلم برای شما عزیزان خیلی خیلی تنگ می شه . امید وارم هرکجا
هستید و هرجا میرید خوش باشید .
من تا یک ماه دیگه نیستم دارم به مسافرت میرم .

دلم می خواست بازم تو رو یک شب تو خواب می دیدمت ![]()
مثل گلهای نیلوفر از روی آب می چیدمت ![]()
باز می شد با هم دیگه کنار دریا بشینیم ![]()
![]()
یا بپریم به آسمون آبی
عشق را ببینیم
دلم می خواست با هم دیگه تنهایی رو غال بزاریم
دل بکنیم از این قفس برای هم بال بزنیم
سر بزاریم رو دوش هم برای هم گریه کنیم ![]()
با همه مهربون باشیم برای هم گریه کنیم![]()
یه پارو آوار بزنیم دو رنگی رو دور بزنیم
تو مرکز عاشق شدن
نقطهء پرگار بزنیم
بگیم به همه از دل و جون من می مونم تو هم بمون
نریم سراغ دیگرون
پا نزاریم رو عهد مون
اگه بگیم یکی مون بمیره اون یکی یاری نگیره
عاشق بمونه تا که هست
چون که به عهدش اسیره
می گی اینا خیالیه فقط یقاب خالیه
داشتن تو برای من
آرزویی محالیه
کاشکی می شد که رویا هام رنگ حقیقت بگیره ![]()
تموم درد و غصه هام تو چاه و نفرت بمیره ![]()
کاشکی می شد تا ابد منو تو مال هم باشیم
برای پرواز از قفس پر و دو بال هم باشیم
کاشکی می شد کاشکی می شد![]()

که عشق زیباست .
که دوست داشتن از عشق برتر است .
توجه :
دختری از پسری می پرسید : که آیا اون رو قشنگ می دونه ؟
پسر جواب داد : نه
آیا دلش می خواد تا عبد با اون بمونه ؟
پسر گفت : نه
دوباره پرسید اگر ترکش کنه گریه می کنه ؟
بار دیگه گفت : نه
دختر خیلی ناراحت شد . وقتی که دختر می خواست بره و در
حالی که اشک توی چشماش داشت می گرفت و از چهره اش
جاری می شد :
پسر بازوهای دختر را می گیره و می گه :
تو قشنگ نیستی بلکه زیبایی .
من نمیخوام تا عبد باتو باشم من نیاز دارم که تا عبد با تو باشم.
و اگه تو بری من گریه نمی کنم من می میرم .
می دونی قشنگی راه رفتن زیر بارون چیه ؟
که هیچ کس نمی تونه اشکای تو رو ببینه
تو ممکنه که برای دنیا یکی باشی
اما میتونی برای من دنیایی باشی ![]()
دوست داشتن مثل ایستادن روی سیمان خیسه :
هر چی بیشتر بمونی رفتنت سخت تر می شه اگه رفتی جای پاهات
واسه همیشه می مونه .
اگه می خوای بفهمی کسی دوست داره یا نه :
تو چشماش زول بزن اگه نگات کرد : بدون دوست داره
اگه خجالت کشید : بدون عاشقته
اگه یک لحظه رفت تو فکر : بدون بی تو می میره
اگه خندید و حرف رو عوض کرد : بدون اصلا دوست نداره
از سهراب سپهری :
عزیزم اسمت را گذاشتم آفتاب ترسیدم غروب کنی
اسم تو گذاشتم گل ترسیدم پژمرده شی
اسم تو می زارم نفس اگه رفتی منو با خودت ببری

تقدیم به دوستان خوبی که به من سر زدند :![]()
جلوی من قدم برندار : شاید نتونم دنبالت بیام .
پشت سرم راه نرو : شاید نتونم ره روی خوبی باشم .
کنارم راه بیا و دوستم باش
برای عشقم می نویسم :![]()
![]()
واسه تو عزیز ترینم
آسمونها زیر پامه
این دیگه یه التماسه
من می خوام بیای بمونی
من و تو چه بی کسیم
وقتی که تکیه مون به باد
بد و خوب زندگی منو گریه داده
ای عزیز هم قبیله با تو از یه سرزمینم
تا به فردای دوباره با تو هم قسم ترینم ![]()
با قلب مهربانت !
نقاشی کن عکس خورشید را و درپشت پنجره سرد تنهایم بگذار
که تا بر من بتابد و روح یخ بسته ام را حرارتی جاودانه بخشد
بر برگ سفیدی به سفیدیه قلب پاک مهربانت .
نقاشی کن امواج آبی دریا را تا ماهی کوچک قلبم آرامش آبی از
حس بی تا بی رها گردد .
نقاشی کن اسب چابک عشق را تا من را ببرد ببرد به آنجا که فقط
تو باشی و من باشم وعشق و نور .
برایم نقاشی کن نم نم باران را تا شوره زار خشک دلتنگی ام دشتی سر
سبز گردد آشیان شقایق ها .![]()
نقاشی کن سایه بان امنیت را تا درزیرآن ببافم فرشی از جنس آرامش
و بنشینم بنشینم در انتظار تو .![]()
بر برگ سفیدی به سفیدیه قلب پاک مهربانت :
نقاشی کن عکس خوشبختی را و بر دیوار زندگی ام بیاویز![]()
نقاشی کن کوهی بلند را تا بر قله آن کوه بلند در گوش آسمان بخوانم :
که آه من چقدر خوشبختم خوشبخت .![]()
نقاشی کن عکس خورشید را کوهی بلند را و اسب چابک عشق را
تا من را ببرد ببرد به آنجا که فقط عشق و نور باشد و تو باشی و من
باشم .![]()
بچه ها سلام ![]()
من مد تی بود که برای وبلاگم مشگلی پیش اومده بود . و الان که دوباره اومدم خیلی خوشحالم .
حالا می خوام از یه روز خیلی خوب بگم .
وای می خوام ازیه روز عشقی قشنگ بگم .![]()
از خوشحالیم براتون بگم 23 بهمن برای من در این چند سال بهترین خاطره زندگیمه.
من صبح روز یکشنبه با متین دوست و هم صحبت خوبم . به مغازه گل فروشی رفتیم و یک سبد گل روز قرمزبرای کسی که با تمام وجود دوستش دارم و زندگی بدون اون برایم بی معناست خریدم .
و دوتای باهم به طرف محل کارش حرکت کردیم .
و سبد گل را به یک جوان دادیم تا گل را به در مغازه اش ببرد
و وقتی که سبد گل را دردستان اون جوان دید و فهمید که برای او هست . شکه شده بود و خیلی خوشحال
و وقتی که من خوشحالیش را دیدم بیشتر خوشحال شدم و
بعد به خانه برگشتیم .
و با یک تلفن خوشحالیش را بهم گفت و از اینکه من این روز رو زیبا تر کردم تشکر کرد .![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به کسی که دوستش دارید و در یک روز زیبا انجام دهید جواب می ده حتما توسعه می کنم که این کار رو بکنید ![]()
![]()
ماه منی ! ![]()
![]()
به شبهای سیاه ماه منی تو
پری رخسار دلخواه منی تو
ندارم طاقت یک لحظه دوری
چراغ روشن راه منی تو
تقدیم به کسی که دوستش دارم ![]()
مهرشاد ![]()
می خواهم از امام حسین بنویسم .
از زمانی که سرگران قدر امام عاشقان در کنار بده پاکش دفن شد .
از روزی که زمین و زمان برای او گریست .
از روزی که اهل بیت امام حسین (ع) به کربلا بازگشتند تا
سر مبارک اورا در کنار بدن مطهرش جای دهند ...........
بخوانیم ماجرای اربعین حسینی را و ظلمی که در ثارا... وارد شد .........
از عطش در زیر خنجر دست و پا می زد حسین
از حرم تا قتلگه زینب صدا می زد حسین
ناله ها می زد حسین و غربتا می زد حسین
از دل نوا می زد حسین زینب صدا می زد حسین
این ماه غم و خونین رو به همه شماعزیزان تسلیت می گویم .
(((التماس دعا )))